تبلیغات
شعر و سرود

شعر و سرود

استکی،شعر،شاعر،ترانه،غزل ،مثنوی دوبیتی،رباعی

1395/06/9

شاعران درباری

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

" صد محتکر در یک بانک بخسبند"

"دو ادیب در یک سایت نگنجند"

قدیم که بانگ نبود

محتکران کجا می خسبیدند؟

جایی که آب زیر پایشان نرود

این ور آب ، آن ور آب

برایشان تفاوتی نداشته و ندارد

و ادیبان در کجا نمی گنجیدند؟

آهان یادمان آمد

در پوستشان

در دربار پادشاهانِ پر از شاعران صله مند

که احتکار می نمودند

اشعار دیگران را

و امروز

همان ها

احتکار می نمایند

اندیشه های ناب را

که شعر نیستند

آفتاب خورده

رنگ پریده

 کهنه شده اند

درونشان چهار مضراب نمی نوازد

و بیرونشان قصه های ملا نصرالدین را تداعی نمی کند

پس

آن گونه که "ما" می گوییم بسرایید

تا شاعر باشید

بارک الله بشنوید

صله امّا بی صله 


استکی95/6/9

نظرات() 

1395/06/6

گم شده

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

اذان ظهر

همراه با چشمک ستاره ها

"نفت کش با بارش گم شد"

دریا گل آلود

امواج سرافکنده

ماهی ها نگران

جاشو گرسنه

بساط عیش در ساحل برپاست

استکی 95/6/6

نظرات() 

1395/04/31

خواب خرگوشی

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

خواب خرگوشی ملت

در صف طولانی بانگ

به دنبال نان شب

مدیر عامل بانک را زده

چه آسان و راحت

حلقه آویز جیب ملت

خیل زیر دستان

دوستان و آشنایان

و صد البته برخی خواص با نفوذ

اربابان سکه و زور

تا در جیب گشاد و تاریک خود بگذارند

مدیر عامل رهزن بدبو را

شاید گندش بیش از این در نیاید

استکی، 95/4/31

نظرات() 

1395/04/21

گربه چقدر بی حیاست

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - اجتماعی، 

آقایان ، آقا زاده با شما ست

اینجا مثل دریا ست

بهشتی از رویاست

میز های کوچک و بزرگ بی کم و کاست

فرقی ندارد چپ یا راست

شیرین تر از حلواست

در بست مال ماست

مثل دوپینگ نیروزاست

به بین چه غوغایی برپاست

سر خوردنش دعوا ست

هرفرصت طلبی آقاست

درب گنجه کجاست؟

گربه چقدر بی حیاست؟

خواست مردم نا بجاست

رنج و مشقت خانواده ها ناپیداست

ندارند حتی نان و ماست

روی آقایان و آقا زاده ها سنگ پاست

حربهِ دست دشمنان ماست

با این وجود آزادگی هدفی والاست

ذکر ها یا مولاست

امید ها حسین(ع) و زهرا(س) ست

آرزو رفتن به کربلاست

وشهادت در دفاع از حرم هاست 

چشم دشمن کور و نا بیناست

حفظ دین با  خداست

مرگ همچنان بر آمریکاست

استکی 95/421

نظرات() 

1395/04/11

فیش

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - اجتماعی، 

فیش فیش

نفیر مار خورده افعی های خوش خط و خال

با قلاب های زهر آگین

خون مردم در کیسه می کنند

و می خزند

تا صاف شود

جاده های فریب و ریاکاری

خزانه چندان دور نیست

پ.ن : شما فیش فیش میدانید؟

استکی، 95/4/11

نظرات() 

1395/02/29

فیلتر

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

فیلتر سیگار

سرطانی

فیلتر هوا

آلوده

فیلتر روغن

چرک و سیاه

فیلتر افراغ اندیشه

نوبر والله

استکی 95/2/29

نظرات() 

1395/02/29

پالایش

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

تصفیه

 یا

تسویه

پالایش سره از ناسره

یا

پرداختن به خرده حسابهای شخصی

کدامیک سر filtration را پیرایش میکند

استکی 95/2/29

نظرات() 

1395/02/21

نقد شاهنامه 2

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

"زبهمن شنیدم که یک روز طوس

در آنگه که خیزد خروش خروس

خود و گیو گودرز و چندین سوار

برفتند شاد از در شهریار"

چون پرداختن موثر به سروده حکیم طوس

از عهده قلم ناتوان کمترین خارج است

لذا به نقد موارد زیر بسنده می کنیم

روز بهمن خیزد خروش خروس :

ختم مراسم بیست و دوم بهمن

در صبح روز بیست و سوم

خواب شیرین کار آفرینان روی دلار های نفتی

رویای سرمایه داران خارجی

با خیز و خروش،

مزایده ها و مناقصه ها را تر و خشک میسوزانند

در این میان

تجار و بازاریان با آبیاری قطره ای

کشاورزان با تاکسی های فرسوده

و صنعتگران با چینی های شکسته

سرمای بهمن ماه را به رخ تسهیلات بانکی می کشند

ننه سرما و دختران دم بخت هم آواز قورت میدهند که

"به کوری چشم یارو زمستونم بهار شد"

و ما همگی

غاز می چرانیم

استکی ،95/2/21

نظرات() 

1395/02/9

جاروی جادویی

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

جاروی سپورها

سریعتر از جاروی جادوگر

"از خاک بلند میکند"

اعضای محترم شورای شهر ها را

و قدرتمند تر از تیغ بُلدوزر

"پول پارو میکند"

در سر گردنه های برفی و مه آلود

و پر رنگ تر از قلم نویسندگان و شاعران

خط و نشان می کشد

چک صادر می کند

و می سازد

و می فروشد

کوه و جنگل و مرتع و صحرا  را

صد رحمت به باطوم پاسبان ها

استکی 95/2/8

نظرات() 

1395/02/1

زمین خواری

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - اجتماعی، 

زمین خوردم

کمرم شکست

زمین خورد

مُرد

زمین خوردند

" دُمِ شان کلفت شد "

" با آن گردو می شکنند "

تا بحال زمین خورده اید؟

استکی 95/2/1

نظرات() 

1394/12/23

نقد شاهنامه

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

نقد شاهنامه 1

"پی افکندم از نظم کاخی بلند"

فردوسی کار آفرین

بنای کاخ های سربه فلک کشیده و باشکوه

تخریب کوخ های کج و کوله مزاحم

رفع بیکاری کارگران ساختمان

و بنا و برقی و کاشی چسبان

آفرین بر این کارآفرین

اگر نبود

این بد بخت های بی صاحب و سالار

از گرسنگی می مردند

تازه

بعدا هم می توانند در این کاخ

نظافتچی ،آشپز،باغبان

و یا ماساژور ، مربی شنا ، مسئول دکوراسیون

و حتی مسئول امور جزئی و پیش پا افتاده شوند

و نگران دلار های نفتی نباشند

 کاخ های کارآفرینان امن است

نظرات() 

1394/12/17

دم قاضی گرم

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

بزآوری ب ز ها

نشخوار بُرده ها

گلوگیر شدن خورده ها

رویای دزد ها

خر حساب کردن مردم

تنها اینبار

زنده باد جرثقیل

چرخ هایش پر باد

جَک هایش  پر روغن

طنابش استوار

رضایت راننده با مردم

دم قاضی گرم

خداییش ایول دارد

 هیس

یواش بگو

گوش شیطان کر

استکی 17/12/94

نظرات() 

1394/11/30

جریان چیست؟

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - سپید، 

خوشبختانه جریان سیاسی نداریم

همه شان اقتصادی امّا زیر زمینی اند

روی زمین نماینده دارند

سبیل چرب و نوکیسه

خوش به حالتان

دنیا به کامتان

که در جریانید

ما ها که در جریان نیستند

آنها تنها انتخاب میکنند

عاشق دین و کشور و رهبرند

استکی 94/11/4

نظرات() 

به گمان کمترین رب جلیل بار امانت را روی دوش بشر دو پا گذاشت و 123999 پیامبر فرستاد بلکه آدم شوند و نشدند و هرکدام به پرستش چیزی مشغول گشتند
از همه گیج تر این عربستانی های بی مروت بودند که علی رغم در جوار انبیا بودن با خرما بت میساختند و می پرستیدند و بعد هم میخوردند
رب جلیل حضرت ختمی مرتبت را به میان این سوسمار خور ها فرستاد به امید اینکه سربراه شوند و چون بدترین مخلوقات هستند سر براهی آنها راه را برای دیگر انسانها هموار تر مینمود که متاسفانه نشدند
و همان عرب جاهلیت باقی ماندند و حتا بدتر و پیرو ابوجهل و آلسعود ملعون  گشتند
و همانگونه که قبلا بچه ها را میکشتند تا زمان حال هنوز میکشند و عادتشان شده است
در این میان ایرانیان اهل بیت عصمت و طهارت را محترم شمرده امامت آنها را پذیرفته و رستگار شدند
تا کور شود هر عربستانی که نتواند دید

نظرات() 

1394/10/22

تقدیم به مدافعان حرم

نویسنده: عباسعلی استكی   طبقه بندی: شعر - اجتماعی، 

جان را به بازیافتی دادم قبول نکرد

می گفت بی خیال و دنیا دوست باشد و سرد

گفتم که شصت سالگی تغییر میطلبد

هنگام ضعف و ناتوانی در جوارح و درد

باید برای حضرت مردن قبول شوم

شاید مرا که دید اصلا یک نگاه نکرد

از چهره ام غبار غم شوید، اگر دِلَکم

هشیار و سر به راه با شیطان کند نبرد 

افسوس بعد طول عمر پر فراز و نشیب

یکباره حسرتی نشسته بر دل و رُخ زرد

بشتاب با نشاط در کار دفاع حرم

تا تصفیه شویم،ناب و پاک فرد به فرد

شاید سعادتی شد ، همراه شهید رویم

رب جلیل، از دل و دین شست دودِه و گرد

استکی 94/10/22

نظرات() 
  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :